عضویت در سایت
- برای مطلع شدن از اضافه شدن مطالب جدید به سایت در خبرنامه عضو شوید .
محل کد خبرنامه
مطالب قبلی
نویسندگان وبلاگ
لوگو دوستان

لوگو دوستان
جستجو در وبلاگ

آرشیو وبلاگ

» از همه چیزم


 

وقت باریدن

 

 

 

یه روزی اومد و یارم شد و

روشنی شبای تارم شد و

غمهامو ازم گرفت و غمخوارم شد و

عاشقش بودم ، عاشق زارم شد و

میگفت دوستت دارم عاشقانه

تو شمعی و من پروانه

میگفت : کی گفته عشق ، خواب و خیاله

من پرنده و ، اون برام پر و باله

میگفت : کی میگه عشق گناهه

بی عشق ، زندگیم تباهه

میگفت : دل من طالب وصاله

جدایی ما ، هرگز ، محاله

برام شده بود کعبه راز

برام شده بود قبله نیاز

برام شده بود پر پرواز

برام شده بود یه هم آواز

یه روزی گفت : از عاشقی خسته شدم

دیگه بسه عشق ، خرد و شکسته شدم

روز بعد ، موندم به انتظار

اما نیومد ، سر قرار

فرداش دیدمش با یکی دیگه

که داره به اون ، این جمله رو میگه

تو شمعی و من پروانه

دوستت دارم عاشقانه

                                                  سعید کنگی


نويسنده: malmal1362 تاریخ: پنج‌شنبه 25 خرداد 1391 موضوع: [Post_Cat_Title] لینک ثابت ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران