عضویت در سایت
- برای مطلع شدن از اضافه شدن مطالب جدید به سایت در خبرنامه عضو شوید .
محل کد خبرنامه
مطالب قبلی
نویسندگان وبلاگ
لوگو دوستان

لوگو دوستان
جستجو در وبلاگ

آرشیو وبلاگ

» وبعدازرفتنت...

 و بعد از رفتنت....

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی،

تو را با لهجه گل‌های نیلوفر صدا کردم،

تمام شب برای با طراوت ماندن

باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم.

پس از یک جستجوی نقره‌ای در گوچه‌های آبی احساس

تو را از بین گل‌هایی که در تنهاییم روییدند با حسرت جدا کردم.

و تو در پاسخ آبی‌ترین موج تمنای دلم گفتی:

دلم حیران و سرگردان چشمانیست رویایی

 و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم.

این بود آخرین حرفت و رفتی...

و من بعد از عبور تلخ و غمگینت،

چشم‌هایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی

خورشید وا کردم

نمی‌دانم چرا رفتی

نمی دانم چرا؟

شاید خطا کردم و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی،

نمی دانم کجا؟

تا کی؟

برای چه؟

ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید و بعد

از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت.

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد!

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


نويسنده: malmal1362 تاریخ: یکشنبه 16 تیر 1392 موضوع: [Post_Cat_Title] لینک ثابت ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران